برده داری در زمان های گذشته ، تسلط بر جسم ها و به روش خشن بود در این روش برده موظف بود کارهایی انجام بدهد و چون ظلم و ستم برایش روشن بود، بر تنفرش از ظالم افزوده می شد و هرگز بر برده بودن خود افتخار نمی کرد. برده داری غرب در کشورهای مختلف و ظلم و ستم آن ها بر ملت های ملل مختلف از همین نوع برده داری بود. برده داریی که مدت ها در آفریقا حاکم بود و هر از چند گاهی خودش را در جایی نشان میدهد البته این بار با غارت منابع مالی ملت های مظلوم همچون یمن و سوریه و عراق از نفت و غلات تا قاچاق انسان و کشتن دانشمندان و دزدیدن آثار باستانی و علمی ...اما برده داریی هست که به مراتب از این ها خطرناکتر و دردناکتر است. در این برده داری، برده نه تنها از برده بودن متنفر نیست، بلکه برده بودن را افتخار و کلاس و نشانه مدرن بودن و ترقی فکری میداند در حالی که فکرش و رفتارش کاملا در اختیار کسانی است که او را به بردگی گرفته اند. برده فکری ، هیچ اراده ای ندارد و تمام فکر و ذهنش در تسخیر کسی که او را ارباب و کدخدا می نامد و به خدمت او می بالد و سایرین را هم به این امر تشویق می کند و مخالفین را احمق ، کودن، عقب افتاده، امل، و در یک کلمه منجمد الفکر و خودش را منور الفکر می نامد.در این تفکر تمام پیشرفت ها زائده ی دشمنی با دشمنان و منافع کد خدا و ارباب و تامین منافع او حتی با قربانی کردن و کشتن عزیزان و نابود کردن منابع و منافع ملی است.زیرا تنها ملتی حقیقتا ملت هستند که ارباب تایید کند و نوکر با جان و دل بله و چشم می گوید و حتی اگر ارباب لخت شدن و همجنس گرایی را مجاز بداند در اولین فرصت خودش مشتری می شود.فکر و تامل کلا تعطیل است. چون فکر و تامل مسخر هواهای نفسانی شده و دقیقا مثل یک رباط فقط دنبال انجام نظرات ارب
برچسب:
نویسنده: آرتین اکبرینژاد
تاريخ: پنجشنبه
29 دی
1401 ساعت: 14:25